اي خداي بزرگ شهادت را كه زندگي دوباره است و خوني در پيكر اجتماع است و باعث افتخار اسلام و مسلمين است نصيبم فرما تا شايد توانسته باشم قسمتي از دين خود را نسبت به اسلام و انقلاب و شهداء ادا كرده باشم.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «جهانبین نیوز»، شهید علی سلیمانی فرزند موسی دوازدهم شهریور 1346 در فارسان به دنیا آمد. در حوزه علمیه درس خواند و روحانی بود که از سوی بسیج در جبهه حضور یافت. بیست و سوم اسفند 12366 در شاخ شمیران به شهادت رسید. وصیتنامه عرفانی شهید است که قبل از عملیات به رشته تحریر درآورده است:
بسمالله الرحمن الرحیم
و لاتقولوا لمن یقتل فی سبیل الله امواتا بل احیاء و لکن لا تشعرون. قرآن کریم.
اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمدا رسول الله و اشهد ان علیا و اولاده المعصومین حجه الله.
اینجانب علی سلیمانی فارسانی فرزند موسی با علم و آگاهی و یقین شهادت به وحدانیت خدا و ارسال رسول از جانب او و خاتمیت پیامبر اسلام محمد ابن عبدالله (ص) و امامت ائمه معصومین (ع) (علی و یازده پسرانش) میدهم.
اللهم خاطر السموات و الارض عالم الغیب و الشهاده الرحمن الرحیم انی اعهد الیک انی اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریک له و ان محمدا صلی الله علیه و اله عبده و رسوله و ان الساعه آتیه لا ریب فیها و ان الله یبعث من فی التبور و ان الحساب حق و ان الجنه حق و ان ما وعد فیها من النعیم من الماکل و المشرب و النکاح حق و ان النار حق و ان الایمان حق و ان الدین کما وصف و ان الاسلام کما شرع و ان القول کما قال و ان القرآن کما انزل و ان الله هو الحق المبین و انی اعهدا لیک فی دار الدنیا انی رضیت بک ربا و بالاسلام دنیا و بمحمد (ص) نبیا و بعلی ولیا و بالقرآن کتابا و ان اهل بیت لبیک علیه و علیهم السلام ائمتی اللهم انت ثقتی عند شدتی و رجائی عند کربتی و عدتی عند الامور آلتی تنزل بی و انت ولیی فی نعمتی و الهی و اله ابائی صل علی محمد و اله و لا تکلنی الی نفسی طرقه عین ابداً و انس فی قبری وحشتی و جعل لی عندک عهدا یوم القاک منشورا.
خرم آن روز کزین منزل ویران بروم راحت جان طلبم و ز پی جانان بروم
به هواداری او ذره صفت رقصکنان طالب چشمه خورشید درخشان بروم
دلم از وحشت زندان سکندر بگرفت رخت بربندم و تا ملک سلیمان بروم
حال که قلمبهدست گرفته و میخواهم چند سطری را بهعنوان وصیت ذکر کنم باید عرض بدارم که پروردگارا: من بنده خوبی برای تو نبودم و گناهان بسیاری انجام دادم و کله باری پر از مصیبت با خود برداشتهام و شیطان را که خود فرمودی دشمن آشکار شما است و از او پیروی نکنید پیروی خالص بودم و هیچگاه کاری که مورد رضای تو باشد انجام ندادم و تو را عبادت نکردم.
خدایا اعتراف به گناهان خود میکنم و از تو میخواهم که مرا مورد لطف و رحمت خود قرار دهی و از سر تقصیراتم درگذری چون تنها چیزی که من دارم امید به رحمت توست زیرا که خود فرمود و لا تقنطوا من رحمهالله از رحمت خدا نومید نشوید و میدانم که تو امیدواری را که در خانهات بیاید ناامید برنمیگردانی.
خدایا از تو میخواهم که ائمه معصومین را که وسعتهای رحمتاند از دست من راضی نمائی و از آنها میخواهم که به بزرگواری خودشان مرا ببخشند. خدایا آنان را در وقت جان دادن و در شب اول قبر بر بالین من حاضر گردان و شفاعت آنها را نصیب من بفرما.
بار الها: تازنده بودم کاری که برای پیشبرد اسلام مؤثر باشد انجام ندادم و کاری که بتوانم با آن باعث زینت ائمه شوم انجام ندادم و بار سنگین مسئولیتی را که شهیدان بر دوش ما گذاشتند از عهدهاش برنیامدم.
ولی خدایا در تاریخ خواندیم و شنیدیم که امام حسین (ع) چگونه با نثار خون خویش درخت اسلام را آبیاری کرد و اسلام خودمان تأثیر خون شهدای 15 خرداد و 17 شهریور و 21 بهمن را دیدیم که چگونه ریشه رژیم ستمشاهی را از کشور امام زمان ریشهکن کرد و اثر خون شهدای 7 تیر و 8 شهریور را دیدیم که چگونه منافقین داخلی را ریشهکن کرد و اثر خون شهدایی همچون استکیها و توسلیها و... را در مناطق خودمان دیدیم که چگونه آنجا را عوض کرد و جوانان غیور و شیر مردان جبههها را ساختند.
پس ای معبود و معشوق من اگر قطرات خون من هم میتواند در پیشبرد اسلام مؤثر باشد و باعث افتخاری برای اسلام گردد و گمراهی را به راه حق رهنمون باشد ای خدای بزرگ شهادت را که زندگی دوباره است و خونی در پیکر اجتماع است و باعث افتخار اسلام و مسلمین است نصیبم فرما تا شاید توانسته باشم قسمتی از دین خود را نسبت به اسلام و انقلاب و شهدا ادا کرده باشم و در روز قیامت بتوانم با آنان محشور شوم. امین یا ربالعالمین.
با عرض معذرت از امت حزبالله و شهیدپرور لازم میدانم تذکراتی چند و لو تکراری را به عرضتان برسانم:
1- شما که آرزو میکردید در روز عاشورا بوده و ندای اهل من ناصر حسین را لبیکگو میبودید اکنون خدای بزرگ به شما لطف کرده و فرزندی از تبار حسین را رهبر شما قرار داده است و این پیر بزرگوار صحنه کربلا را تکرار کرده است پس نکند که خدایناکرده مانند مردم کوفه امام خود را تنها بگذارید و ندای هل من ناصرش را لبیکگو نباشید. به شما توصیه میکنم که تا آخرین لحظه دست از امام امت برندارید و همواره او را یار و یاور باشید و نکند که قدر این نعمت بزرگ الهی را ندانید و شکر نعمت را بجای نیاورید که در آن هنگام عذاب خدا شدید است. ولان کفرتم ان عذابی لشدید (اگر کفر نعمت کنید همانا عذاب من هر آیینه شدید است).
2- جنگ را که مسئله اصلی کشور و یکی از نعمتهای بزرگ الهی است تا پیروزی نهایی ادامه دهید و خدایی نکرده لحظهای سستی به خود راه ندهید و از جوانان عزیز میخواهم که همچون گذشته به جبهه رفته و همواره حماسهآفرینی کنند که مورد افتخار رسولالله قرار گیرد.
3- روحانیت را که همیشه حافظان اسلام بوده و اسلام را از خطرهای گوناگون نجاتدهنده بودهاند را همیشه پشتیبان باشید تا به مملکتتان آسیبی نرسد و قدر روحانیت عزیز مخصوصاً حجتالاسلاموالمسلمین توسلی که فردی عالم و متعهد و با تقوی هستند بدانید و همواره با آنان باشید و شکر این نعمت را هم بجا آورید. و از شما میخواهم که حوزههای علمیه مخصوصاً حوزه علمیه فارسان را تقویت کنید و فرزندان خوش استعداد خود را به حوزه بفرستید تا با این کار چشم دشمنان اسلام کور شود و قلب امام زمان شاد گردد.
4- وحدت خویش را که عامل اساسی در هر پیروزی است حفظ کرده و از هرگونه اختلافات قبیلهای و حزبی و گروهی بپرهیزید که خدایی نکرده آب به آسیاب دشمن نریزید و در نمازهای جمعه و جماعت هر چه باشکوهتر شرکت کنید تا باعث عزای دشمنان گردد.
5- از مسئولین محترم ادارات و ارگانها برادرانه تقاضا میکنم که مسئولیت خویش را به نحو احسن انجام دهند و خداینکرده کارشکنی نکنند و نارضایتی برای انقلاب درست نکنند و به آنان که عمدتاً کارشکنی میکنند میگویم که بدانید دشمن مابعد از صدام شما هستید و بعد از باز کردن راه کربلا رزمندگان اسلام شمارا هم مثل صدام از بین خواهند برد و به دانش آموزان عزیز توصیه میکنم که با جدیت هرچهتمامتر درس بخوانند تا انشاء الله بتوانند در آینده نزدیک جای این کارشکنان را بگیرند و کشور را بهسوی استقلال رشد دهند.
6- پدر جان میدانم بعد از شهادتم بعضی از غافلان از خدا شروع به نق زدن میکنند و میگویند که مثلاً چرا باید فرزند تو اینگونه شود. دوست دارم در مقابلشان همچون عدی ابن حاتم مقاومت کنی که وقتی معاویه به او میگوید که علی به تو جفا کرد چون فرزندان خودش سالم مانند و فرزندان تو کشته شدند در مقابلش همچون شیر میایستد و میگوید که من به علی جفا کردم چون علی به شهادت رسید و من سالم هستم.
پدر جان: اگرچه من فرزند خوبی برای شما نبودم و حق فرزندیتان را ادا نکردم ولی از شما تقاضا دارم که به بزرگواری خود مرا ببخشید و از خدا هم بخواهید که مرا ببخشد.
مادرم دوست دارم همچون ام سلمه ای باشی که وقتی فرزندان او اطراف پیغمبر را خالی کرده بودند و از میدان جنگ فرار میکردند همچون شیر در مقابلشان ایستاد و گفت به خدا قسم اگر به میدان برنگردید شیرم را حلالتان نمیکنم و هر سه فرزندش برگشتند و هر سه در رکاب پیغمبر به شهادت رسیدند و خود تا آخرین لحظه دست از پیامبر برنداشت. مادر جان میدانم حق فرزندیات را ادا نکردم و ذرهای از زحماتت را جبران نکردم و خلاصه فرزند خوبی برای شما نبودم ولی امیدوارم که به بزرگواری خود مرا حلال کنید و شیرت را حلالم نمایی و امیدوارم که خدا اجر و مزدتان را در آخرت بدهد و شما هم در نزد حضرت زهرا (س) روسفید باشید.
و به برادرانم توصیه میکنم که با جدیت هرچهتمامتر درس بخوانند و اگر توانستند به حوزه رفته تا جایی خالی مرا پر کنند و انشاء الله در آینده از مفاخر اسلام قرار گیرند و از آنها میخواهم که به بزرگواری خود مرا ببخشند و حلال نمایند. و در پایان از کلیه دوستان و آشنایان تقاضا دارم که مرا ببخشند و اگر حقی از آنان برگردن من است به بزرگواری خود حلال نمایند و اگر کسی پول یا هر چیز دیگری از من میخواهد و من یادم نیست به پدرم مراجعه کند و حق خود را بگیرد که من در آخرت دیگر طاقت جواب دادن به آنها را نخواهم داشت.
و بازهم به امت حزبالله توصیه میکنم که امام را تنها نگذاشته و همواره برای طول عمر ایشان دعا نمایند.
خدایا خدایا تا انقلاب مهدی حتی کنار مهدی خمینی را نگهدار.