نمایش خشونت جنسیتی در مباحث خبری
Share/Save/Bookmark
تاریخ انتشار : شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۴ ساعت ۱۰:۵۱
تحریف در پوشش خبری خشونت جنسیتی ناشی از روش های تعریف و ساختاربندی اخبار مذکور است .بررسی پوشش خبری خشونت جنسیتی انعکاس دهنده ی این حقیقت است که ، اخبار نخست بر هتک حرمت و تجاوز جنسی تمرکز می کنند.و به ندرت حرفی از آزار و اذیت زده می شود.
نمایش خشونت جنسیتی در مباحث خبری
به گزارش جهانبین نیوز، متن حاضر بخشی از ترجمه تحقیقی از لیزا ام. کوکلانز پژوهشگر معاصر است که توسط مظاهر توفیقی ،کارشناس ارشدارتباطات ترجمه شده است:

تحقیق بر روی اخبار پوشش دهنده ی هتک حرمت، تجاوز جنسیتی و آزار و اذیت در مسير بزرگتری که ساختار اجتماعی اخبار را مورد بررسی قرار می داد ، اتفاق افتاد. مطالعات در این فضا، ارزش ها و تعاریف اخباری را که به صورت ناقص و سطحی پوشش داده می شدند، مورد بررسي قرار داد. آنها راههایی را ترسیم می كردند که بدان وسيله، افکار و رفتار های کلیشه ای از طریق اخبار به نظر هدفمند،منتقل می شدند. پوشش خبري هتک حرمت، تجاوز جنسی و آزار و اذیت، بر روی نمونه های پر خشونت تمرکز کرده و با پیروی از مسائل حسی و شور انگیز و تماشاگری جنسی ، توصیف شده اند.از زمان شروع قانون هتک حرمت در سال ۱۹۷۴، و توسعه ی پیوسته ی علایق و اطلاعات عمومی در مورد این جرایم،تاثیر این مسائل با تغییر در چگونگی گزارش آنها و دربرگیری موقعیتی سخنرانی ها و مباحث فیمینیستی، کمرنگ شده. گرچه به علت روش هاي تعریف و ساختار بندی اخبار، پوشش خبری خشونت های جنسیتی تحریف شده مانده است. بررسی پوشش خبری خشونت جنسیتی انعکاس دهنده ی این حقیقت است که ، اخبار نخست بر هتک حرمت و تجاوز جنسی تمرکز می کنند.و به ندرت حرفی از آزار و اذیت زده می شود.
هر کدام از این " تعصبات خبری" اثری تعیین کننده در توانایی رسانه برای ایجاد پوشش خبري صحیح و منصفانه ی خشونت جنسیتی دارد. تحقیقات زیادی یافت شده ، که به دلیل گرایشات معرف اخبار ،بیشتر از آنکه در مورد هتک حرمت باشد، بر روی محاکمه های خاص تمرکز می کند.

محاکمات و اقدامات قانونی پرآوازه، پوشش خبري بسیارقوي تري را از آنهایی که طرف دعوی گمنام دارند، دریافت می کنند.مکیول و همکاران(۲۰۰۲) دریافتند که حتی پس از پوشش خبری بی سابقه ی نمونه ی سيمپت جي يو، هیچ تغییر ماندگاری از گزارش خشونت خانگی معطوف به حادثه وجود نداشت.

چون اخبار دادرسی معمولترین غالب اخبار خشونت جنسیتی هستند،یک بدنه ی منسجم تحقیقی در این فضا وجود دارد.این مطالعات به امتحان قالب های اسطوره ای برای درک هتک حرمت متمايلند. که گزارش براساس آن و تجاوز جنسی پی ریزی می شود.بسیاری از این فعاليت ها شامل بحث پر اهمیت پوشش دهي قربانی است. بندیکت(۱۹۹۲) نشان داد که با شاکیان به عنوان قربانیان بی گناه باکره و جذاب جرایم خشونت بار و یا به عنوان زنان فریب خورده ی جنسی ، رفتار می شود.در حملات انجام شده توسط بیگانگان، خصوصاً زمانی که خشونت زیادی اعمال شده، شاکی به عنوان یک انسان پاکدامن معرفی می شود. در موارد هتک حرمت توسط آشنایان، و در مواردی که با موافقت قربانی همراه است، از شاکی معمولاً به عنوان زنی عشو گر، که مستحق این موضوع بوده و یا خود آغازگر آن حملات بوده ، صحبت مي شود.

تحقیق من بر نمونه های پر فشار و مشهور متمركز است و نشان می دهد که چگونه معرفی قربانی به حقیقت موضوع وابسته است. تحقیق جدید تر پروجنسکی(۲۰۰۱) در بررسی داستان های محبوب مطبوعاتی حائز اهمیت است.که از تمرکز بر نمونه های واقعی هتک حرمت ، قدم به عقب می نهد و کاملاً در مورد مسائل مربوط به تجاوز جنسی بحث می کند. او مرکزیت مباحث پست فمینیست را در این پوشش رسانه ای نشان می دهد. آنها از این فرضیات استفاده می کنند که خشونت علیه زنان، با اظهار نفرت به تاکید بر جنبه های خطرناک یا تهدید کننده ی چشم اندازهای فمینیستی هتک حرمت، انگیزه یابی می شود.پروجنسکی نشان می دهد که بحث در مورد ساختهای " افسردگی " یا " پریشانی "هتک حرمت ، نوشته های نویسندگان را تحت تاثیر قرار داده_ از جمله آلن گودمن، ناومی ولف، کتی رویف_ سایه ای از شک بر ادعا های قربانیان انداخته و اعلام می کنند که تشخیص و ارزیابی جرم بسیار مشکل است.

در بسیاری از این مباحث ،این چنین پریشانی ها در فمینیسم مورد انتقاد قرار می گیرد.هورک(۲۰۰۴) می گوید که : به دلیل اینکه نمونه ی هتک حرمت دسته جمعی در میخانه دن، اولین دادرسی تلوزیونی ملی در CNN بود،این مورد (و به طور کلی ) هتک حرمت،نقشی محوری در برپایی تکنولوژی برنامه سازی بر اساس واقعیت بازی کرد. هورک دریافت، که ممکن است ما در یک هتک حرمت (فقط با نگاه کردن)شریک باشیم. خواه در میکده ی بزرگ بیگ دن و خواه در صندلی راحتی اتاق نشیمن تکیه داده باشیم.مطالعات زیادی وجه اشتراک نژاد و خشونت جنسیتی را در اخبار، تحت پوشش قرار داده اند.و کاملترینشان" رنگ هتک حرمت" اثر مورتی است ..تحلیل مورتی از جدیدترین و پرسر و صدا ترین نمونه های تجاوز جنسی به آنجا رسید که به طور کل،پوشش رسانه ای توجه را از تجاوز جنسی به بحث های مردانگی تغییر می دهد و روند کلی مباحث خبری در ایالات متحده ، از یک نقطه نظر قانونی و بی طرفانه اعلام شده است.

مطالعات دریافته اند پوشش خبری نمونه هایی با قربانیان متفاوت نژاد ، بسیار کم است.نژاد و قومیت پر رنگ شده و بسیاری از نمونه ها شامل جرم های مشخص و محکومیت مجرمان غیر سفید پوست هستند. مورتی اشاره کرد: هنگام پوشش اين گونه اخبار،خبر ها به پیش نمایی نژادی تمایلات جنسی گرایش می یابند..مانند اعتقاد به تمايل جنسی بیش از حد زنان آمریکایی و درنده خویی مردان آفریقایی- آمریکایی.

مییر (۱۹۹۷) اشاره می کند که داستانهایی با مجرمان و قربانیان آفریقایی آمریکایی، بیشتر به صورت سوء استفاده ی مواد مخدر،خشونت، و روسپیگری تعریف شده. او ادامه می دهد که جزئیات حول این موضوع مثل: استفاده ی قرباني از مواد مخدر ،الکل و یا اشتغال به روسپیگری و یا دیگر مشاغل خطرناک، او را درجايگاه نكوهش قرار می دهد.

تحقیق جدیدتر مییر(۲۰۰۴) بر پوشش خبری قربانیان سیاه پوست تجاوزهای جنسی، نشانگر آن است که چگونه قالب های نژادی ، ساختار های جرم و بی گناهی را شکل می دهد. همانند مورتی ،او در مورد اهمیت توجه به وجه اشتراک نژاد ،کلاس و جنسیت بحث و گفتگو می کند. مطالعات كمتري بر روی پوشش خبری همسر آزاری ، انجام شده است. تحلیل کارتر بر اخبار انگلیسی، نشان می دهد :حملات خشونت بار بيگانگان ممکن است خوانندگان را تشویق کند که توجیهات ایدئولیستی خاصی رادر مورد خشونت جنسی شوهرانشان،(به عنوان یک مورد غیر قابل اجتناب زندگی روزمره) بپذیرند. مییر(۱۹۹۴ و۱۹۹۷) تحلیل عمیقی را همانند هتک حرمت،با بررسی چند نمونه انجام دهد.او به علت شكست در ايجاد متون اجتماعي يا تاريخي در مورد خشونت عليه زنان،تهديدمشاوران و حاميان قربانيان بيشتر به عنوان يك منبع سودار تا متخصص،ايجاد جزئيات غير ضروري كه بيشتر براي قربانيان آسيب زننده يا شرم آور بود، و نسبت موارد مربوط به خشونت، به روان متجاوز يا رفتار قرباني، در پوشش خبري با شكست روبرو شد.

اخبار مربوط به آزار و اذيت ،درعجزمعمولش براي تفسير همسر كشي به عنوان اوج تلاش شوهر در كنترل ،اهانت و آسيب رساني به همسر ،حيرت آور است .كار كانسالوو( ۱۹۹۸)با پوشش خبري تازه عروس ها و خشونت خانگي ،از قتل هاي بلك ول در سيتل سخن مي گويد و ميگويد كه بحث در مورد روند كلي پوشش خبري آن بسيار موهم است .

مطالعه كانسالوو تصديق ميكند كه روند كلي اخبار، همسر آزاري را به عنوان يك مشكل اجتماعي گسترده و تئوري و ارتباطي بلند مدت معرفي ميكندو در مي يابدكه منابع اخبار متناوب مي تواند درك روشن تري را در اين مورد ايجاد كند. مطالعه او بر دو روزنامه ي اقليّتي در سيتل نشان داد كه آنها تعادل بيشتر و بهتري را در مورد اين ديد (كه خشونت خانگي يك مشكل سلامت عمومي است) ايجاد مي كنند ،مانند يك انتقاد سرگشاده بر محدوديت هاي روند كلي پوشش خبري.بیشتر مطالعات بررسي شده در اینجا شامل مباحثي در مورد چگونگي بهبود پوشش خبري خشونت جنسيتي مي باشد.

تحقيقات توافق دارند كه گزارشگران بايد در مورد واقعيات هتك حرمت ، سندرم های ضربه ي هتك حرمت و همسر آزاري،آموزش ببينند تا بتوانند با حذف جزئيات غير لازمي كه باعث شرم وتحقير قرباني ميشود ،با قربانيان با همدلي و وقار رفتار كنند - مانند اين ايده كه قربانييان، متجاوزان را از طريق لباس يا رفتارشان تحريك مي كنند .مقاله بيولي(۱۹۹۴)در مورد آموزش نحوه پوشش دهي اين گونه اخبار ،نكات مشابهي را از نظر مي گذراند.
در حاليكه تحقيقات مرور شده بينش هاي مهمي را در اعمال ايدئولوژيكي اخبار هتك حرمت و همسر آزاري به وجود مي آورند،به تمركز بر نمونه هاي فردي گرايش داشته و برای وسعت و كميت چنين اخباري ،تلاش كمتری مي كنند.

گرچه برخي مطالعات ،مانند تحقيق بنديكت (۱۹۹۲)در مورد چگونگي انتخاب موضوعات براي تحت پوشش قرار گیری ،بحث ميكند، وجوه اشترا ك بحث هاي بين المللي و جهاني در مورد اين موضوعات ،به صورت گسترده اي ،بكر و بررسي نشده باقي مانده است.

گرچه كه استیبل ،چگونگي پوشش خبري خشونت جنسيتي را در کزوو مثال ميزند ، مطالعات بايد موارد زير را مورد بررسي و تحقيق قرار دهند:

بحث هاي گسترده(مانند خصوصیات دادرسی های پر سر و صدای هتك حرمت)،پوشش نمونه هايي كه مجرم مرد نیست و قرباني زن نیست،موقعيت داستان هاي خبري که بر دادرسی ها متمركز نيستند و يا پوشش متفاوت نمونه هاي مشهور در مقابل غیر مشهور ).

تحقيق همچنين ممكن است به همسر آزاري تمركز كند و اينكه براي بروز سوال هايي در مورد دريافت پوشش خبري كدام موارد ،پوشش خبري را دريافت مي كنند و آيا چارچوب گرايش پوشش خبري بهبود و تغيير مي يابد؟
بايد مقايسه ي بين روند كلي مطبوعات و مطبوعات خبري ،مانند تحقيق كنسالوو (۱۹۹۸)در مورد ميزان نمونه ها و مباحثات مورد پيگيري قرار گيرد .در پايان همانطور كه تعريف اخبار به سمت تغيير و گسترش مي رود ،تلاشهايي مانند تلاش هاي رپينگ (۲۰۰۳)براي مباحث همسر آزاري بايد انجام شود.


انتهای خبر/1020ج

کد مطلب: 23129