حس و حال یکی از شب‌های قدر
با هر الغوث و الغوث خداوند در وجودم تداعي مي‌شد
Share/Save/Bookmark
تاریخ انتشار : پنجشنبه ۱۷ خرداد ۱۳۹۷ ساعت ۱۰:۲۱
دعاي جوشن کبير دعايي است که از صميم قلب با خداوند سخن می‌گويي و با هر الغوث و الغوث خداوند را در تمام وجودم حس مي‌کنی.
با هر الغوث و الغوث خداوند در وجودم تداعي مي‌شد
به گزارش جهانبین نیوز؛ قبل از نماز مغرب و عشاء در حسينه اعلام کرده بودند که مراسم شب هاي قدر از ساعت ۲۲ به بعد شروع مي شود نماز مغرب و عشاء را به جماعت خواندم و به خانه بازگشتم افطار کردم و لحظه شماري براي ساعت ۱۰.

گويي ثانيه شمار ديرتر حرکت مي کرد و من لحظه شماري مي کردم تا بالاخره ساعت ۱۰ شد وضو گرفتم و دوباره به حسينه بازگشتم تعدادي از مردم زودتر از من آنجا رسيده بودند ولي لحظه به لحظه به جمعيت افزوده مي شد، هرکس با هر حاجتي پا به حسينه مي گذاشت، آن قدر افراد مختلف با روحيه ها و شخصيت هاي متفاوت وارد اين مراسم شدند که ديگر جا براي کسي نمانده بود.

مراسم با تلاوت قرآن شروع شد و پس از آن دعاي امام زمان خوانده شد، زيارت عاشورا، دعاي افتتاح و بلاخره نوبت به دعاي بسيار زيبا جوشن کبير رسيد.

دعاي جوشن کبير از دعاهايي است که من خيلي دوست دارم از فراز اول که شروع شد اشک در چشمانم حلقه زد در اين دعا چقدر زيبا و خالصانه آدم با خداي خود صحبت مي کند هر فرازي از آن که رد مي شد زيبا تر از فراز قبلي بود حسينيه فضاي خيلي معنوي به خود گرفته بود همگي يک صدا باهم الغوث و الغوث را مي خواندند و با هر الغوثي که گفته مي شد من خداوند را در آنجا مي ديدم و حس مي کردم.

شب هاي قدر براي من خيلي زیبا است چراکه راحت مي توانم با خداي خودم سخن بگويم.

دوست داشتم آنقدر اشک مي ریختم که احساس سبکي کنم و وقتي آدم حس کند که خداوند از همه خطاهاي گذشته و او را بخشيده است حس آرامش نيز به دنبال آن خواهد آمد.

مدام در دلم زمزمه مي کردم که خداوندا از گناهان من در گذر و بهترين ها را در اين شب براي من مقدر ساز و مي دانستم که خداوند همه حرف هاي من را مي شنود و اجابت مي کند.

شنيده بودم که مي گفتند شب هاي قدر سرنوشت يک سال آدم رقم مي خورد پس مدام خدا را التماس مي کردم که خداوند بهترين سرنوشت را براي خانواده، دوستان و خودم رقم بزند.

دعاي جوشن کبير تمام شد و نوبت قرآن سر گرفتن بود وقت داشت تمام مي شد و هرچه به آخر مراسم نزديک مي شدم خداوند را بيشتر التماس مي کردم.

مراسم پايان يافت و لامپ ها را روشن کردن چشمم به هرکس مي افتاد مي ديدم همه با يک اميدواري خاصي مجلس را ترک مي کردند.

خداوند را به حضرت علي (ع) قسم دادم که هرکس در اين مراسم حضور پيدا کرده دست خالي برنگرداند و اميد او از درگاهش هيچ گاه قطع نگردد.

به اميد آنکه خداوند همه گناهان ما را ببخشد و دعاهايمان را به اجابت برساند.

انتهاي پيام/۵۳۰ب

کد مطلب: 39436