به گزارش
جهانبین نیوز به نقل از
سامان ما ، ميرزا نورالله مشهور به عمان ساماني و ملقب به تاج الشعرا، شاعر دوران قاجاري در سال ۱۲۵۸ هجري قمري(حدود ۱۲۲۰ شمسي) در شهر سامان از توابع استان چهارمحال و بختياري به دنيا آمد.
عمان ساماني تحصيلات ابتدائي را در مکتبخانههاي محلي فرا گرفت و براي ادامه تحصيل به اصفهان ميرود و در مدرسه «نيماورد» يا «نيما رود» اصفهان ادامه تحصيل ميدهد و اين مدرسه، مدرسه بسيار مهمي در اصفهان بوده است و بسياري از بزرگان اصفهان در آنجا تحصيل کرده اند و بعد از آن وارد مدرسه صدر اصفهان ميشوند و علوم رائج زمان خود را در حد مقدمات و سطح حوزه فرا ميگيرد و در همان ايام، با دهقان ساماني نيز هم درس بودند و در مدرسه جد بزرگ اصفهان، بوسيله يکي از اساتيدش به نام ميرزا محمدهادي پاقلعهاي به عرفان کشيده ميشود و درجاتي در تهذيب و عرفان طي ميکند و به کمالاتي ميرسد.
از آثار عمان ساماني ميتوان به گنجينة الاسرار، مخزن الدرّر، معراج نامه و ديوان اشعار اشاره کرد.
در اين ميان، مثنوي «گنجينةالاسرار» يکي از معروفترين آثار عمان ساماني است درباره عرفان عاشورا.در اين مثنوي نسبتاً بلند که بيشاز ۵۰ صفحه را در بر مي گيرد نکتههاي ظريفي از عشق و عرفان با بياني هنرمندانه و گرم طرح شده است.
عمان در اين مثنوي درباره تک تک شهداي کربلا و معروفترين آنها مثنوي نوشته است و ويژگي مهم مثنوي او همانا برداشت متفاوت و انديشمندانه و عارفانه از واقعه کربلاست که همين امر اين مثنوي را در زمره باشکوه ترين آثار ادبيات عاشورايي قرار داده است.
عمان را بايد اولين شاعري نام برد که اشعار کربلايي را از قالب سوگ خارج کرد و در قالب حماسي آميخته به عشق و روشنگري ارائه نمود. گنجينة الاسرار که نسخه کامل آن به اهتمام حميد يعقوبي ساماني منتشر شده، بااين مطلع آغاز ميشود که شعري آشنا براي بسياري از فارسي زبانان است که هنگام افطار و سحر ساليان سال است مطلع شروع ادعيه هاي شام و سحري است:
کيست اين پنهان مرا در جان و تن
کز زبان من همي گويد سخن
اين که گويد از لب من راز کيست؟
بنگريد اين صاحب آواز کيست؟
در من اينسان خودنمايي ميکند
ادعاي آشنايي ميکند
داستان معروفي است که وي با جمعي از شيعيان لرستان و منطقه سامان به سامرا و عتبات عاليات مشرف شده بودند و در اين سفر به زيارت ميرزاي شيرازي نائل ميشوند، وقتي ميرزاي شيرازي متوجه شدند عمان در اين جمع حضور دارد به ايشان بسيار احترام کردند، کساني که با ميرزاي شيرازي ملاقات کردند، عدهاي از بزرگان و خوانين بودند و عمان را به عنوان زيارت نامه خوان و مداح همراه خود برده بودند و به او اهميتي نمي دادند و ميرزاي شيرازي که متوجه او شدند و شايد بخشهايي از منظومه او بدست ايشان رسيده بود، آنچنان از عمان تفقد ميکند که همگان تعجب ميکنند و ميفرمايد، اي کاش همه درسي که خوانده ام را به شما ميدادند و ثواب
عمان ساماني در اواخر عمر به سامان مراجعه کرد و آثار ارزندهاي از خود به يادگار گذاشت. او در سال ۱۳۲۰ قمري (حدود ۱۲۸۱ شمسي) در سن ۶۴ سالگي بدرود حيات گفت.
نقل است که پيکر عمان را در مسجد جامع سامان به خاک سپردند و بعدها بر اساس وصيت او به نجف منتقل و در واديالسلام مدفون گرديده است.
انتهاي پيام1020ج /۶۰۱س