به گزارش جهانبین نیوز؛ به جرات میتوان گفت که اگر ۲۰ سال پیش از یک نوجوان دهه شصتی سوال میشد که "دوست داری در آینده چه کاره شوی؟" پاسخ بیش از ۹۰ درصد آنها این بود که "میخواهم مهندس شوم".
سبک کار مهندسان، موقعیت اجتماعی آنها، نحوه لباس پوشیدنشان، تبلیغات صدا و سیما درخصوص زندگی موفق مهندسان در فیلمها و سریالها، درآمد این افراد و... همه و همه فاکتورهایی بودند که سبب میشدند مهندسی رتبه نخست انتخاب از سوی بچههای آن دوره را به خود اختصاص دهد.
اما این تنها یک آرزوی زودگذر برای نوجوانان نبود، بلکه آرمان و هدفی بود که مسیر زندگی آنها را مشخص میکرد، اولین استارت تحقق این آرزو از جایی میخورد که عده زیادی از دانشآموزان متوسطه رشته ریاضی فیزیک را انتخاب و در این رشته مشغول به تحصیل میشدند، درس خواندن در این رشته نهتنها اعتماد به نفس محصلان آن دوره را بالا میبرد بلکه خانوادههای دانشآموزان را نیز در معرفی رشته تحصیلی بچههایشان دچار نوعی غرور و بهتر است بگویم افتخار میکرد، انگار که فردی که در این رشته تحصیل میکند در اوج موفقیت است.
درس و درس و درس همه زندگی این نوجوانان را تشکیل میداد و آنقدر در معادلات و دیفرانسیل و فیزیک غرق بودند که دیگر فرصتی برای تفریح با دوستان یا شرکت در فعالیتهای فرهنگی و ورزشی نداشتند، انگار همه زندگیشان خلاصه شده بود در کتابهایشان و تلاش برای قبولی در رشته مورد نظرشان در دانشگاه.
خلاصه اینکه این مهندسان آینده کشور بعد از تلاشهای بسیار و عبور از سد دروس دبیرستان و شب بیداری و استرس و شرکت در کنکور وارد دانشگاه میشدند، بعد از آن هم سختی کارشان دوچندان میشد، حجم درسها چند برابر دبیرستان بود و ترمهای کوتاه، باید هر جوری که میشد خودشان را میرساندند و اجازه نمیدادند سختی مسیر از سرعتشان برای تحقق هدفشان بکاهد.
چهارسال تحصیلشان در دانشگاه که رو به اتمام بود کم کم زمزمههایی به گوش میرسید که حالا چرا عجله دارید یک ترم دیرتر به جمع مهندسان بیکار میپیوندید و این واقعیتی تلخ بود برای جوانانی که بیشتر عمرشان را برای تحقق آرزویشان صرف کرده بودند.
تلخی این واقعیت زمانی برایشان بیشتر شد که برای یافتن محلی برای گذراندن دوره کارآموزیشان مدتها سرگردان شدند، اصلا فکرش را هم نمیکردند پایان راه رویاییشان به این کابوس تلخ ختم شود.
خیلی از آن دهه شصتیهای عشق مهندسی مدرکشان را هم گرفتند و بی آنکه جایی مشغول به کار شوند شیرینی آن آرزو و رویا و تلخی آن حقیقت را هم از یاد بردند بسیاری از آنها در شغلهای غیرمرتبط با رشته تحصیلیشان مشغول به کار هستند و برخی هم قید کار کردن را زدهاند و بعد از تلاش بسیار برای یافتن کاری مرتبط با رشته تحصیلیشان عطای مهندس شدن را به لقایش بخشیدهاند.
حالا بعد از گذشت چندین سال پنجم اسفند که میشود یک پیامک تبریک روز مهندس دریافت میکنند و با خود زمزمه میکنند باید روز مهندسان بیکار را تبریک بگویید.
به گزارش جهانبین نیوز؛ مطلبی که در بالا به آن اشاره شد بخشی از واقعیت تلخ جامعه است و متاسفانه سرنوشت بسیاری از جوانان دهه هفتاد و هشتاد در سایر رشته هم تفاوت چندانی با آن ندارد.
روزانه با بسیاری از مهندسان برخورد داریم که در مشاغلی چون نانوایی، تاکسی، سوپرمارکت، بازاریابی و... مشغول به کار هستند و علیرغم هزینه زیادی که صرف تحصیل این افراد شده است اما از تخصص آنها بهرهای گرفته نمیشود و نتیجه آن میشود وضعیتی که امروز کشور در آن گرفتار شده است.
امید است مسئولان امر با در نظر گرفتن تخصص و شایستگی و با تدابیر درست درخصوص بهکارگیری فارغالتحصیلان دانشگاهی و فراهم ساختن زمینه اشتغال آنها هم راه را برای پیشرفت و آبادانی کشور باز کنند و هم امید را برای نوجوانان و جوانان مشغول به تحصیل زنده کنند.
انتهای پیام/۱۰۲۶ج