به گزارش
جهانبین نیوز، متن یادداشت با عنوان «پاسخ تهدید لبخند نیست» بهقلم محمد اسماعیلی دهقی کارشناس روابط بین الملل بهشرح ذیل است:
از آغاز دور مذاکرات اخیر در مورد پرونده هستهای ایران و هدایت آن توسط تیم دولت جدید شاهد بودیم که جمهوری اسلامی ایران با عقبنشینی در برخی حوزهها سعی کرد حسننیت و صداقت خود را در استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای به اثبات برساند. آنچه در این برهه از تاریخ دقت بیشتر دولتمردان را طلب میکند توجه به اصول و عرف دیپلماسی و کوتاه نیامدن از مناسبات رایج دیپلماسی است.
بهعبارت روشنتر رفتار و اقدام متقابل یکی از شناخته شدهترین اصول روابط دیپلماتیک به شمار میرود و ربط چندانی نیز به موضوع هستهای ندارد. این اصل به این معناست که اگر کشوری نسبت به کشور دیگر اقدامی انجام داد از منظر حقوق بین الملل این حق برای طرف خسارت دیده محفوظ است تا بهصورت متقابل همان اقدام را در مقابل کشور مربوطه اعمال نماید، برای مثال اگر کشوری اقدام به اخراج سفیر کرد کشور مقابل نیز میتواند بر اساس این اصل اقدام به اخراج سفیر کشور مقابل نماید. در واقع این اصل بهدنبال ضمانت اجرای توافقات معاهدههای بین المللی است و حقوق دانان همواره بر آن تأکید داشتهاند.
همانطور که در ابتدا اشاره شد با وجود مخالفتها و انتقادهای برخی از افراد و جناحهای داخل کشور تیم مذاکره کننده نرمشهای بیسابقهای را در زمینه حل و فصل موضوع هستهای از خود نشان داد و طبیعی است که انتظار داشته باشیم طرف مقابل نسبت به این نرمش بیسابقه قدردان و شاکر باشد ولی آنچه در عمل مشاهده میکنیم نهتنها قدردانی و تشکر بلکه بیحرمتی و بینزاکتی پیدرپی است که متأسفانه با واکنش مناسب مسئولین ذیربط مواجه نمیشود و همین سعه صدر باعث شده است تا هر از گاهی یکی از مسئولین آمریکایی چماق خود را بلند کند تا شاید از این رهگذر سیاست چماق و هویج خودشان را به رخ بکشند.
با این مقدمه انتظار میرود سکانداران دستگاه دیپلماسی به این نکته توجه نمایند که اگر چنانچه این اصل یعنی سیاست چماق و هویج تا به این اندازه مورد علاقه سیاستمداران آمریکایی قرار دارد هیچ دلیلی ندارد که ما نیز همواره چماق خود را پنهان نماییم و چهرهای سراسر عشق و علاقه به حل و فصل موضوع از خود نشان دهیم و اگر چنانچه خلاف این اصل عمل کنیم طبیعی است که هر دم از این باغ بری میرسد و در ادامه این بینزاکتیها موضوعات دیگری نظیر بحث پیشرفتهای موشکی و دهها موضوع دیگر نیز کنار گزینه نظامی روی میز مذاکره قرار گیرد.
بهدیگر سخن آمریکاییها برای جلب نظر اربابان صیهونیست خود مجبور هستند که در برخی موارد از ادبیات تند و علیه جمهوری اسلامی ایران استفاده کنند ولی این دم تکان دادن نباید بهقیمت توهین به ملت شریف ایران تمام شود و مسئولین وزارت امور خارجه نیز در عین پایبندی به توافقات انجام شده همواره باید کرامت و عزت مردم خود را پاسداری نمایند.
برخی از تحلیلگران معتقدند که آمریکاییها نهایتاَ به چیزی کمتر از شکست و تجزیه جمهوری اسلامی راضی و خشنود نخواهند شد و توافقات اخیر تنها مقدمهای است برای بازگشت به برخی از مسائل که در گذشته از سوی غربیها مطرح شده است.
بنابراین شایسته است ما نیز بهگونهای رفتار کنیم که طرف مقابل سودای بازگشت و تکرار موضوعات گذشته را در سر نپروراند و حقیقت امر نیز این است که اگر چنانچه این بینزاکتی سیاسی و یاوهگویی مسئولین آمریکایی پیدا کند قطعاً نهادهای قانونی و مراجع ذیصلاح داخلی از قوه قهریه و اختیارات قانونی خود برای پاسخگویی به این قبیل سخنان استفاده خواهند کرد و این دقیقاً همان چیزی است که تیم مذاکره کننده باید بهصراحت و شفافیت کامل برای تیم مذاکره کننده طرف مقابل روشن نماید تا شاید کمی از طول ریسمان قلادههای برخی از شخصیتهای آمریکایی کاسته شود.
در پایان امیدواریم مسئولین دستگاه سیاست خارجی از طریق تریبونهای رسمی و مصاحبه رسمی خود آن روی سکه جمهوری اسلامی را به طرف مقابل خاطرنشان نمایند و این نکته را یادآور شوند که این ملت همان ملتی است که در طول ۸سال دفاع مقدس سنگینترین حملات را تحمل کرد و جنگی را که بهنیابت از همه ابرقدرتها اداره میشد با صلابت و اقتدار به پایان برد و اگرچه تحریمهای اخیر فشارهای قابل توجهی را به کشور وارد کرده است ولی این فشارها و سختیها بهنسبت توان و اقتدار نظام همچون نسیمی است که به شاخههای درخت تنومندی میوزد.
انتهای پیام/